پنجشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۲ ۱۲:۰۲ ۲۱۰۸
چچ
مصاحبه با آقای مهندس آل شیخ با موضوع رشد ساخت و سازهای مجتمع های تجاری در مشهد

مصاحبه با آقای مهندس آل شیخ با موضوع رشد ساخت و سازهای مجتمع های تجاری در مشهد

شهر مشهد در سال های اخیر شاهد رشد چشمگیر ساخت و ساز برج های مسکونی و تجاری بوده است، به طوری که اگر کسی از میانه دهه 80 به این طرف به مشهد نیامده باشد حتما در بازدید دوباره شگفت زده خواهد شد.ساخت و ساز هایی که بخش وسیعی از گردش مالی شهر را به خود اختصاص داده است و البته موجب رونق دیگر کسب و کارهای مرتبط نیز شده است.اما آیا این روند رو به رشد از قاعده و ضوابط خاصی پیروی می کند؟در بسیاری از پروژه های در حال ساخت شاهد آن هستیم که سرمایه گذاران برای تامین نقدینگی پروژه اقدام به پیش فروش و یا فروش سهام می نمایند.جدای از مباحث فنی و حقوقی صلاحیت فروش سهام و انجام تشریفات آن از سوی سرمایه گذاران نظیر کسب مجوزهای لازم از نهاد های ذیربط مثل بورس اوراق بهادار و به موازات آن خرید فروش این قبیل اوراق توسط مردم و تاثیر آن بر اقتصاد شهر، چه نهادی ضمانت اجرایی تحویل پروژه های اینچنینی که بعضا گردش مالی چند هزار میلیارد تومانی دارند را تامین می کند؟چگونه متقاضیان سرمایه گذاری در این پروژه ها باید از پیش خرید واحد و یا قدر السهم خود مطمئن باشند و آیا امکان استعلام از نهاد ناظری وجود دارد؟
همه اینها و سوالاتی دیگر باعث شد تا از یکی از کارشناسان و دست اندرکاران فعال در این حوزه دعوت کنیم تا پاسخگوی سوالاتمان باشد.شهریار آل شیخ دانش آموخته مدیریت پروژه در مقطع کارشناسی ارشد است و در حال حاضر در سمت مدیر بازاریابی و بهره برداری معاونت اقتصادی شهرداری مشهد فعالیت می کند.از او که از نزدیک در جریان پروژه های کلان در حال اجرای شهر مشهد است سوالاتی پرسیدیم که پاسخ آنها در ادامه از نظرتان خواهد گذشت.
-نظر شما درباره ساخت و سازهای رو به رشد اخیر مجتمع‌های تجاری در مشهد چیست؛ آیا این پروژه‌ها از توجیه اقتصادی و مطالعاتی کافی برخوردارند و آیا ظرفیت مشهد در این زمینه پاسخگو است؟
چنانچه محاسبات قبلی و طرح جامع مد نظر باشد، همچنان ظرفیت های تجاری پر نشده است. ما هنوز به اعداد طرحی که مهندس خازنی قبل از انقلاب برای مشهد تهیه کرده بود، نرسیدیم. اما این سوال همچنان وجود دارد که آیا ظرفیت تجاری‌ مشهد اشباع شده است یا نه؟ در شهرهای گردشگری نمی‌توان میزان مصرف زائران را با مدلهای متداول سنجید. مدلی که معمولا استفاده می شود این است که خدمات تجاری را بر اساس جمعیت ساکن، محاسبه کنند و میزان نیاز به فضای تجاری را براساس این سرانه اعلام کنند. در کشورهای مختلف این نیاز متفاوت است. بحث این است که جمعیت ساکن چقدر است، مثلا در شهری مثل تهران جمعیت ساکن و متغیر محاسبه و نیاز هردو و ظرفیت تجاری شهر برآورد می‌شود. ولی در شهرهای گردشگری هم تبدیل جمعیت متغیر ساکن در محاسبات مطرح است و هم رویکردهای تجاری خاص می بایست لحاظ شود.
در آن طرح یک برآورد 40 ساله و با رگرسیون محاسبه شده است که هنوز به آن اعداد نرسیدیم. شهرهایی هستند که مدل محاسبه را تغییر دادند. به طور مثال دوبی شهریست که الگو محاسبات منطقی برایش پاسخگو نیست. اگر شما 20 سال پیش دوبی را درنظر بگیرید، نمی‌توانید ضریب هتل مورد نیاز یا بازارهایش را محاسبه کنید؟ ولی به میزان توسعه بازارهایش خودش هم توسعه پیدا کرده، کشش خریدار هم افزایش پیدا کرده و یک چرخه ایجاد شده است. این نوع رویکرد در مدیریت شهری نوین باعث می‌شود که خیلی نتوانیم معیار مشخصی برای توسعه شهر مشهد لحاظ کنیم. اگر واحد های تجاری مشهد را حوزه‌ای در جهت ارائه خدمات به ساکنان و زائران در نظر بگیریم، ممکن است ظرفیت‌شان پر شود، ولی اگر مدل و رویکردمان به گونه‌ای باشد که خدماتی که شکل می‌گیرد منجر به ظهور گردشگر بیشتر شود، دیگر نمی‌شود گفت که ظرفیت تجاری تکمیل شده است. سرانه هزینه کرد زائر در مشهد به نسبت شهرهای دیگر به شدت پایین است. مثلا میزان هزینه‌کرد زائر در مشهد به نسبت کسی که به کیش یا شهرهای شمال کشور سفر می‌کند خیلی کمتر است. یکی از کارهایی که باید در مشهد انجام داد، این است که رویکرد خدمات به زائر را عوض کنیم تا در اقتصاد شهر اثرگذاری بیشتری داشته باشیم. این نباشد که زائر صرفا به خاطر زیارت به مشهد بیاید، بلکه زیارت می تواند توام با تفریح و خرید باشد. وجود مجتمع‌های تجاری هم می‌تواند، ورود خوبی به این قضیه باشد؛ به طور مثال مشهد توانسته 50 درصد از تولیدات مانتوی کشور را به خود اختصاص دهد و این به دلیل وجود بازارهای مرجع در سطح شهر بوده است که توانسته قطب تولید را ایجاد کند. لذا ایجاد بورس‌های ویژه کالا که مخاطب ملی دارند، همچنان توجیه اقتصادی دارد.
-بورس‌های تجاری ویژه را چگونه تعریف می‌کنید؟
بورس تجاری وارداتی ما در کیش (به طورخاص) و مناطق آزاد دیگر (به صورت عام) شکل گرفته و مزیت‌های گمرکی باعث ایجاد آن شده است. ظرفیتهای تولید هم می تواند بورسهای ویژه ایجاد کنند. تولید انبوه در جهت پایین آوردن قیمت محصول، (نظیر دوخت مانتو در مشهد) نیز می تواند بورس های تجاری ویژه متناسب با منطقه ایجاد کند. هم اکنون عرضه خیلی از کالاها به صورت مرجع در برخی از حوزه‌ها که نیاز به واردات یا تولید کالای خاصی دارند به عنوان یک مرجع منطقه‌ای می تواند در حوزه شرق کشور قرار بگیرد و برای اقتصاد کشور هم نجات بخش باشد. برای نمونه یک مجتمع تجاری 130 هزار متری در حوزه لوازم خانگی در حال شکل گیری است که پس از راه اندازی، به بزرگ‌ترین مجتمع لوازم خانگی در کشور تبدیل خواهد شد. خیلی از کالاها هستند که مشهد در آن نقشی جدی دارد. مثل خشکبار، برنج، روغن که تجار خراسانی در واردات آن نقش جدی ایفا می‌کنند. همچنین صادرات در بورس تخصصی کالا نیز نقش مهمی دارد. برخی اقلام مثل سنگهای زینتی، زعفران و خشکبار کاملا این زمینه را دارند. همچنین در حوزه صادرات سنگ آهن، ظرفیت ایجاد مراکز اداری خاص وجود دارد. ارزش سرقفلی تجاری در بورس یک کالا، مثلا بازار طلای تهران به کارکرد و مکانیزم اعتباردهی آن بازار است. مجتمع‌های تجاری زمانی می‌توانند به سود اقتصادی واقعی شان برسند که از لحاظ کارکردی فعال باشند. چنانچه ارزش یک واحد تجاری را در سطح اول شامل ارزش ملک و موقعیت خیابان، و قابلیت زمین و پروانه بدانیم و ارزش سطح دو را شامل کیفیت ساخت و ساز، عرصه های عمومی و مشاعات پروژه ها لحاظ شود و سطح سوم ارزش را مربوط به اعتبار حرفه ای بازار و میزان دادوستد بدانیم، رویکرد سطح یک و دو محدودیت دارد و نسبی و مقایسه‌ای است، چون زمین و سازه مشخص است. آن چیزی که نامحدود است سطح سوم است. مثلا سرقفلی بعضی مغازه‌ها در بازارهای تخصصی خاص بالغ بر یک میلیارد تومان ارزش دارد. در حالی که نه سازه اش مناسب است و نه به لحاظ موقعیت پارکینگ و... شرایط خوبی دارد. علت این قیمت بالا، ارزش بورس کالا و گردش تجاری آنجا است. این گردش تجاری یک فرآیند نرم افزاری است که در خارج از حوزه ساخت و ساز قرار دارد و در حوزه ارزش برند تجاری قابل ارزش¬گذاری است. اگر شهر مشهد در جهت گسترش مجتمع‌های کارکردی و تخصصی که بتوانند اثری جدی داشته باشند گام بردارد اقتصادش تضمین می‌شود و از حالت یک‌نواختی خارج شده و برای زائر ایجاد تنوع می‌کند.
-آیا مشهد به این سمت می‌رود؟
هم می‌رود و هم سعی می‌کنیم که برود. هدف این است که پروژه‌ها را به سمت بازارهای تخصصی سوق دهیم. شهرداری در پروژه های مشارکتی این رویکرد را دارد. یعنی به ایجاد بازارهای بزرگ تخصصی با مطالعات بازاریابی می پردازد. هرچند این هم کافی نیست و در آینده روش ساخت و فروش و تامین مالی از طریق پیش فروش قطعا مورد مخاطره خواهد بود، به نحوی که بهره برداری از مجتمع های تجاری به عنوان یک رکن و محور اصلی و هویت مستقل شکل خواهد گرفت. و مجتمع های تجاری که با انتقال مالکیت به اجزا خود مدیریت محوری را حذف کرده اند، در آینده از میان خواهند رفت و پروژه هایی موفق اند که بهره برداران سرنوشت خودشان را به پروژه گره می‌زنند. این جریانی است که در کشورهای دیگر هم اتفاق افتاده است و در ایران هم اتفاق می‌افتد. پیش بینی می‌شود آنچه در بازار مبل و موبایل تهران اتفاق افتاد و در برخی پروژه های شهری درحال شکل گیری است به رویکرد غالب تبدیل شود، یعنی سرقفلی فروخته نمی‌شود و تنها اجاره داده می‌شود و مجموعه بهره بردار نقش هویت سازی و زنده نگهداشتن مجتمع را خواهد داشت و هویت بورس تخصصی و جاذبه های پروژه حفظ خواهند شد.
-ولی آنان را ملزم می‌کنند که فقط در همان صنف فعالیت کنند؟
با شکل گرفتن یک مجتمع تجاری لازم است که مجموعه هایی، هدفمندی و نظام مجتمع را حفظ و تضمین کنند. این اتفاق باعث می‌شود بهره برداران برای زنده نگه داشتن مجتمع تلاش زیادی انجام دهند. شما سرنوشت بازارهایی مثل زیست خاور و راسته بازارهایی مانند جنت را ببینید. ساختار تصمیم گیری در این مجتمع‌ها متفرق است چون همگی مالک هستند، و اکثر چنین مجتمع های تجاری با گذشت زمان دچار رکود می شوند. ولی در مجتمع های تجاری متداول دنیا و مجموعه‌هایی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، بهره بردار نقشی جدی دارد و بخشی از درآمد بهره برداری مربوط به میزان فروش است. بنابراین کسی که پروژه را می‌سازد اگر بخواهد نقش بهره برداری یا اصطلاحا سرقفلی داری را داشته باشد مجبور است در کارکرد تجاری و اقتصادی اش نیز سهیم شود و سرنوشت خودش را به مالکان گره می‌زند و مجبور است بیشتر تلاش کند تا پروژه را زنده نگه دارد. درحالی که سازنده‌های ما وقتی پروژه‌ای را می‌سازنند با فروش پروژه از آن خارج می‌شوند و هیچ گاه بهره بردار با اختیارات جدی مالکانه در این مجموعه ها شکل گیری ندارد.
-مشکل این است که نقدینگی و سرمایه کافی وجود ندارد؟
من پیش بینی می‌کنم در آینده سرمایه گذاری ها به شکلی که عرض کردم متداول شود. مثلا کسی که بازار مبل 1،2و3 یافت‌آباد را ساخت، از ابتدا می‌توانست در حجم گسترداه ای، هر سه بازار را بسازد و پیش فروش کند، اما بازارها را یک به یک ساخت و اجاره داد. این اتفاق باعث شد کیفیت رونق تجاری بازار به حدی برسد که بازار مبل 2 و 3 را با قیمت خیلی بالاتری اجاره دهد. این اجاره بالا توجیه ساخت را دارد. قطعا در آینده مجتمع های تجاری دیگر در کشور و مشهد این رویکرد شکل می‌گیرد. کما اینکه توسعه این مدل هم اکنون در پروژه های تهران مال، مشهدمال به عنوان بزرگترین پروژه تجاری مرکز شهر، تمام تجاری های متصل به هایپرمارکتها مانند هایپراستار و... درحال شکل گیری اند که نشان می دهد این نوع سرمایه گذاری موفق خواهد بود. البته پیشینه تاریخی انفصال سرقفلی و حقوق مالکانه هم بیانگر همین امر است.
به صورت جزئی‌تر بعضی از مجتمع‌ها، مخصوصا مجتمع‌هایی که با سرمایه گذاری کلان در حال احداث هستند مثل مجتمع بزرگ پدیده به ایجاد جاذبه های گردشگری در کنار جاذبه‌های زیارتی کمک می‌کند اما بحث شما در مورد ایجاد بورس های تجاری با احداث این جاذبه های گردشگری مثل پارکهای آبی متفاوت است؟
پروژه پدیده در شهرستان شاندیز است، ولی عملا در حوزه نفوذ گردشگری مشهد قرار گرفته است. به ظاهر از این جهت که یک مجتمع تجاری ساخته می‌شود که هزینه جمعیت مقیم و پشتیبانش را مشهد می‌پردازد اتفاق خوبی نیست. اما از جهت دیگر مجتمع پدیده یک مجتمع تجاری است که با رویکرد مگامال شروع به کار کرده است و این رویکرد، رویکرد مناسبی برای افزایش زمان حضور گردشگران در مشهد است. چراکه که در مناطق دور از مرکز شهر فرایندهایی را شکل دهد که منجر به سفرهای کوتاه شهری می‌شود که با توجه به ظرفیت گردشگری بالای مشهد این کشش وجود دارد. در مورد پارک‌های آبی هم همین موضوع مطرح است که منجربه افزایش مدت حضور زائر و ایجاد تجربه مفرح درکنار زیارت و پاسخگویی به خواسته های نسلهای متفاوت زائر می شود، تجربه این مجموعه که عنوان بزرگ‌ترین مجتمع آبی (سرپوشیده) خاورمیانه را به خود اختصاص داده است، تجربه بسیار مناسب و موفقی است به طور کلی زمانی موفق عمل کرده‌ایم که شهر، جاذبه هایی با مخاطب ملی را ایجاد و مخاطب را جذب کند. هر دو این مجموعه ها آثار مناسبی برای خدمات به زائرین، اقتصاد شهری و خصوصا ایجاد جاذبه های پیرامون سفر هستند و محور شدن شهر در بحث مجموعه های آبی قطعا نوعی برنامه ریزی در ذهن زائرین ایجاد می کند که به افزایش طول سفر کمک می کند.
زائران اکثرا به بازارهای اطراف حرم می‌‍روند و مجاوران به بازارهای مرکز شهر، آیا سازندگان مجتمع‌های تجاری برای مخاطبان خود گزینشی عمل کرده‌اند؟
قطعا همین طور است. اطراف حرم مغازه‌هایی داریم که در یک سال گذشته حتا یک ساعت هم تعطیل نشده‌اند اما انتخاب زائرین به اطراف حرم محدود نمی شود. نوع کسب و کار در اطراف حرم، ویژگی‎های خاص خودش را دارد، ما می‌توانیم بازارهای دیگر را ایجاد کنیم و کالاهایی با دامنه قیمت دیگری بفروشیم. مثل چیزی که در کیش و مازندران در حال وقوع است و به خواستگاه بومی آن منطقه هم مرتبط نیست. اما چناچه رونق بخشی در پروژه به شکل صحیح و با ایجاد جاذبه های مناسب شکل بگیرد، زائرین قطعا آن را درک می کنند و واکنش های تجاری مناسب را به دنبال دارد. به طور مثال، اگر شما یک حراجی خوب در یک بازار حاشیه داشته باشید کل مجتمع را رونق می‌دهید. و یا مرکز خرید پروژه ها در طبقه چهارم بازار، به یک برند ویژه اختصاص یافته که نه تنها هزینه‌ای نمی‌پردازد که مبلغی هم ممکن است، دریافت کند. اما همین نام و برند موجب جلب مشتری می‌شود و باعث می‌شود مشتری تا طبقه چهارم بالا برود و بسته به نوع کشش برند و ویژگی و شرایط حتی مخاطب را از شهرهای دیگر جذب کند. این اتفاقات در پروژه خیلی مهم است. الان باید دید متناسب با زمان و امکانات چه پروژه‌هایی می‌توانند بازار را این چنین به رونق بیاورند و بسیاری از پروژه ها در فاصله های دورتر از حرم، این جذب را انجام داده اند.
-در بحث بهره برداری، شهرداری حتما با مجتمع سازها و انبوه سازان ارتباط دارد. گاهی دیده شده که انبوه سازانی که مجوز گرفته‌اند، پیش از شروع ساخت، نیمی از پروژه را می‌فروشند. اما مسئله این است که چه نهادی باید بر ضمانت اجرایی ساخت این پروژه ها نظارت کند؟
سه موضوع مطرح است. بحث پیش فروش سهام، پیش فروش پروژه‌هایی که شهرداری در آن سهیم است و پیش فروش پروژه‌هایی که شهرداری در آن سهیم نیست. اصولا انتشار سهام در حوزه اختیارات سازمان بورس و اوراق بهادار است و صراحتا هرگونه واگذاری عام سهام تحت نظارت آن مجموعه می بایست انجام شود. اینکه اگر کسی با مجوز یا بدون مجوز اقدام به فروش کند در قالب مسوولیت های حقوقی به شهرداری مربوط نیست. مثلا دیده شده که یک مجموعه 8 واحدی را به 15 نفر فروخته‌اند، این تخلفات همواره وجود داشته و وظیفه قوه قضائیه است که به این مسائل رسیدگی کنند. در حوزه انبوه سازی دستگاه متولی پیش فروش های مسکن و ساخت و ساز مربوطه سازمان مسکن است، مقررات ویژه ای به لحاظ حقوقی تصویب شده که بحث حقوق پیش فروش را پشتیبانی می‌کند. قبلا امکان ثبت محضری پیش فروش‌ها وجود نداشت، اما الان قوانینی تصویب شده که جلوی خیلی از سوء استفاده‌ها را گرفته است. ضمن اینکه یک اصل حقوقی درقالب مالکیت تدریجی در این قانون به رسمیت شناخته شده که بسیاری از مشکلات حقوقی مالکین و سازندگان را حل می کند. یعنی به نسبتی که افراد وجه خود را پرداخت می‌کنند، مالک آن مورد معامله خواهند شد. و بخشی از قانون جدید پیش فروش‌ها نیز ناظر به این است که یک مجتمع نمی‌تواند بیش از پیشرفت فیزیکی خود پیش فروش کند که در چند سال اخیر و پیش از تصویب و ابلاغ این اصل، ما در قراردادهای شهرداری آن را لحاظ می‌کردیم. سرمایه گذار فقط می‌تواند آن بخش از سهمش را بفروشد که معادل پیشرفت فیزیکی باشد. چون هنوز قوانین تازه تدوین شده و کاملا مستقر و اجرایی نشده است، صرفا در پروژه هایی که شهرداری خودش مشارکت دارد، این نظارت وجوددارد و پولی که از مردم گرفته شده است الزاما فقط در پروژه هزینه شود و تخلفات از جنس کلاه برداری امکان شکل گیری ندارد. در بخش خصوصی و در پروژه های غیر مشارکتی این نظارت هنوز وجود ندارد.
-فکر می کنید با توجه به افزایش ساخت و سازها، کجا باید متولی این نظارت باشد؟
مجوزهای حوزه انبوه سازی و پیش فروشهای مسکن در حوزه سازمان مسکن صادر میشود و نظارت هم باید در نهادهای خودشان صورت بگیرد. نظارتهای دولتی خیلی دقیق و حرفه ای نیست و تجربه نشان داده که حوزه های صنفی، بهترین نظارت را تعریف و پیاده سازی می کنند لذا واگذاری نظارت به نهادهای صنفی بهترین راه است.
چه کسی متولی راهنمایی زائران و تبلیغ برای پروژه هایی ست که در مشهد انجام میشود؟
زائری که به مشهد میآید و هزینه میکند به نفع اقتصاد شهری مشهد است و باید از این قضیه حمایت کنیم که زائر بیشتر و موثرتری به مشهد بیاید، از بعد شرح خدمات دولتی سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی متولی آن است، اما به عقیده من در شهری که محور اصلی توسعه آن خدمات بر پایه گردشگری زیارتی تعریف شده، حتی اولویت اول فعالیت استاندار برای استان خراسان داشتن رویکرد گردشگری است و مناسب تر است که استاندار با چنین رویکردی انتخاب شود، لازم است فعالیت ها و جشنواره هایی را در شهر تقویت کنیم که ظرفیت های جدید گردشگری زیارتی را احیا و ایجاد کند، بطور مثال جشنواره رمضان، که هم فضای حاکم مذهبی دارد و هم ظرفیت زیادی در شهر هست و نیاز به برنامه ریزی دارد و برای زائرینی که قصد ده روزه کنند، هم جنبه گردشگری و هم فضای معنوی باهم وجودداشته باشد، در حوزه خدمات هم اگر گرایش مجموعه ها خاص باشد موفق خواهد بود و به جای مجموعه های عمومی و متفرق، فعالیت های خاص و بزرگ مقیاس می بایست شکل بگیرد یا در حوزه ای تخصصی یک مرکزیت ملی داشته باشد (مثلا بزرگترین باغ پرندگان، بزرگترین پارک تمساح ها، اولین سافاری پارک، بزرگترین پیست اتومبیلرانی یا اولین مجموعه سوارکاری و مسابقات و...) و یا جاذبه ای که با ایجاد نقطه توجه در مقیاس ملی یا منطقه ای، امکان صرف وقت نیم روزه برای زائران داشته باشد. این ویژگی می تواند مورد حمایت اقتصادی شهرداری هم باشد. ضمنا باید توجه کنیم که میانگین سنی زائر در مشهد بالا رفته است، وقتی خانواده ای به مشهد سفر میکند که شامل چند نسل میشود، برای نسل جوان باید جاذبه های این چنین ایجاد کرد که منجر به افزایش مدت حضور شود.
-نگرانی از جانب بعضی مسئولان و ائمه جمعه وجود دارد که جاذبه های گردشگری و سیاحتی شهر، زیارت امام رضا(ع) را تحت الشعاع قرار میدهد، نظر شما چیست؟
فکر میکنم این دغدغه مبنای صحیحی ندارد، رویکرد حاضر در مخالفت با معماری و شهرسازی اطراف حرم را کاملا می پذیرم و موافقم که نباید خیابانهای شهر را بدهیم دست ساخت و سازهای آلومینیومی و فلزی و شیشه ای و بگوییم معماری مدرن، این الزاما به معنی مدرن شدن نیست و اتفاق خوبی هم نیست، زائر یا مسافری که به یک شهر مذهبی میرود انتظار داریم که یک هارمونی از این مسئله در شهر شاهد باشد و حس کند که وارد یک شهر مذهبی شده و منظر شهری می بایست هویت داشته باشد، و من هم با ایشان موافقم که معماری باید هدفمند باشد، میتواند سازه های مدرنی باشد که روح ایرانی و معنوی هم درآن هست، در سایر شهرهای دنیا هم همین است و اصالت و قدمت خویش را با یک هارمونی و پیوستگی حفظ کرده اند، منتها یک نگرش وجود دارد که اگر هتل لوکسی اطراف حرم ساخته شود فضای اسلامی را تحت الشعاع قرار می دهد که اینگونه نیست و هم اکنون اینگونه هتل ها کاملا در چارچوب اسلامی پیش می روند، به عنوان نمونه، هتل پنج ستاره ای را می شناسم که هرروز را با صلوات خاصه صبحگاهی شروع می کنند و پرسنل هتل همگی با پوششهای اسلامی هستند و فضای هتل هم کاملا مذهبی و معنوی است. تجربه این گونه هتلها ظرفیت هایی مناسب جهت تسهیل زیارت در اقشار مختلف نیز ایجاد کرده است. و مخاطبین این هتل نیز اغلب افراد مذهبی و متدین هستند و اصولا کسی که هدفش زیارت نباشد اطراف حرم هتل نمی گیرد. و این نگاه که اینگونه مجموعه ها جنبه اسلامی قضیه را تحت الشعاع قرار میدهد منطقی نیست و مبنای جامعه شناختی یا مطالعاتی هم ندارد.
در مورد اینکه آیا مجموعه های تفریحی منطقه زیارتی را تحت الشعاع قرار می دهند،کج سلیقگی هایی در تبلیغات این مجموعه شده است، نباید این حس را ایجاد کند که بین زیارت و تفریح تقابل وجود دارد، اگر هرکدام از اینها را بیش از حد پرداخته شود، تک بعدی عمل کرده‌ا ند که حتی یکجور زدگی هم ایجاد میکند.
اما اصولا تفریح و ورزش خصوصا ورزش هایی مانند شنا و سوارکاری و تیراندازی که مورد توصیه نیز بوده اند هیچ گاه غیرمذهبی یا در تقابل با فضای معنوی و زیارت نیستند، حتی به نوعی رنگ و بوی جذاب تری برای مفهوم زیارت در ذهن زائرینی که از مسافتهای دور آمده اند ایجاد می کند.
به شخصه، خاطرات کودکی همه ما از زیارت و رفتن به حرم با بسیاری از خوراکیها و تجربیات احساسی و تشویقهایی توام شده است که اگرچه درکنار اصل زیارت بوده اند ولی نه تنها تقابل نداشته اند که به نحوی با ایجاد سنت و احساس خوشایند، تکرارپذیری خاطره و تجربه را باعث می شوند.


 

فهرست طبقات