پنجشنبه, ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ۱۱:۳۳ ۲۷
چچ
اقتصاد رفتاری در زمان بحران

اقتصاد رفتاری در زمان بحران

در حالیکه گاه سیاستگذاران در پی اولویت قائل شدن برای حفظ آرامش جامعه، موجبات دست کم گرفتن خطر از جانب مردم را فراهم می کنند، اما لازم است تلنگرها به هنگام بحران به گونه ای باشند که موقعیت پیچیده را به مفهومی ساده و قابل درک تبدیل کرده و تصویری واقعی تر از خطراتِ پیش رو، در ذهن افراد ترسیم نمایند.

بر اساس گزارش «کمیته تحلیل اپیدمیولوژیک کووید 19 وزارت بهداشت»، به تاریخ 21 فروردین 1399، با وجود پشت سر نهادن پیک اپیدمی در اکثر استان های کشور، در صورت کاهش سطح فاصله گذاری، انتقال پیک به نیمه ماه آینده دور از ذهن نیست. سناریویی که در آن تعداد مرگ ها می تواند به 30,000 نفر برسد.

در حالیکه شدت قرنطینه افراد آلوده و توان جامعه برای حفظ فاصله اجتماعیِ مؤثر، سرنوشت این بحران را رقم می زنند، خطر اوج گیری بیماری در اثر تغییر رفتار مردمِ خسته از قرنطینه، جدی بوده و نیازمند مداخلات عمومی و سیاست گذاری های سریع و هوشمندانه است. لزوم اثرگذاری مداخلات با سرعتی بیش از سرعت کاهش فاصله اجتماعی از جانب مردم، در کنار کمبود منابع کشور و موانع بوروکراتیک، دشواری طراحی مداخلات را به رخ می کشد.

بازیگران اصلی سناریوها یعنی مردمی که به مداخلات اجتماعی و سیاست ها واکنش نشان می دهند، انسان هایی با خطاهای شناختی متعدد هستند. این ناهماهنگی های شناختی و رفتاری که نقش اساسی در شروع و تداوم بحران ها دارند، از نگاه اقتصاد رفتاری تصادفی و بی مفهوم نیستند، بلکه قابل پیش بینی بوده و شناخت آن ها رهنمودهایی برای طراحی مداخلات مؤثرتر و کم هزینه تر فراهم می کند.سیاست هایی که تیلراز آن ها به عنوان تلنگر یاد می کند و جایگزین های بهتر الزامات و محدودیت ها در تغییر رفتار مردم به سمت مطلوب جامعه هستند.

از جمله خطاهای معمول شناختی انسان ها، برآورد نادرست از میزان خطر است و مداخلات می توانند بسیار بر این برآورد مؤثر باشند. در حالیکه گاه سیاستگذاران در پی اولویت قائل شدن برای حفظ آرامش جامعه، موجبات دست کم گرفتن خطر از جانب مردم را فراهم می کنند، اما لازم است تلنگرها به هنگام بحران به گونه ای باشند که موقعیت پیچیده را به مفهومی ساده و قابل درک تبدیل کرده و تصویری واقعی تر از خطراتِ پیش رو، در ذهن افراد ترسیم نمایند.

نظرسنجی معاونت فرهنگی، اجتماعی شهرداری تهران که در تاریخ 24 فروردین منتشر شده است، نشان می دهد میزان مبتلایان به بیماری در گروه هایی که نگرانی کمتری نسبت به بیماری دارند به طور معناداری بیشتر است. به عنوان مثال زنان با فاصله ای در خور اعتنا نسبت به مردان، بیشتر نگرانِ ابتلا به بیماری کرونا هستند و با افزایش سن افراد میزان نگرانی آن ها نیز کاسته شده است. با توجه به این که افراد نگران تر با فاصله قابل ملاحظه ای بر ماندن در خانه و حفظ فاصله تأکید داشته اند، شیوع کمتر بیماری در این گروه ها می تواند تا حد زیادی به دلیل نگرانی بیشتر آن ها باشد. تجربه کشورهای مختلف در طول بحران کووید 19 نشان داده است، به محض اعلان حضور ویروس در شهر، ترس از بیماری باعث هوشیاری مردم و تغییر رفتار آنها، و در نتیجه کاهش چشمگیر سرعت سرایت شده است، بنابراین رهنمود رفتاری اول این است که نگرانِ نگران شدن مردم نباشیم.

برای اجتناب از عواقب سوء رفتارهای ناشی از تنش بیش از حد در جامعه، باید استراتژی بیم و امید را توامان به گونه ای پیش برد که افراد خود را دخیل و مسئول در سرنوشت بحران بدانند نه مقهور و قربانی آن. نمایش دادن نتایج مطلوب همکاری مردم در حفظ فاصله گذاری اجتماعی و رعایت پروتکل های بهداشتی، علاوه بر ایجاد امید و کاهش تنش های بیش از حد، موجب دست کم گرفتن خطر از جانب افراد نمی گردد بلکه به جدی گرفتن شرایط کمک می نماید. زیرا افراد به شدت از آنچه دیگران انجام می دهند اثر می پذیرند. ارنست فهرست(2000) در تحقیقات خود نشان داد که یک چهارم افراد به منافع جامعه اهمیت می دهند، یک چهارم فقط به فکر خودشان هستند و نیم باقیمانده کاری را می کنند که اکثریت انجام می دهند. لذا اگر رسانه ها تصاویر ناهنجاری ها و سرپیچی مردم از قوانین را بیشتر منعکس کنند چرخه ای معیوب ایجاد خواهند کرد. امّا به تصویر کشیدن رفتارهای سازگار افراد جامعه با قوانین بهداشتی، به شدت در اقدامات پیشگیرانه مردم مؤثر خواهد بود.