یکشنبه, ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ ۱۱:۴۴ ۱۱۹
چچ
فضا را برای "مستمری­های بازنشستگی انفرادی" باز کنید

فضا را برای "مستمری­های بازنشستگی انفرادی" باز کنید

گفتن و نوشتن از چالش­های نظام بازنشستگی فعلی و بحرانی که پیش­روست دیگر سخت شده است. نه آن که چون ابعاد مختلف این بحران، علل و پیامدهایش، یا حتی راه­حل­های آن ناشناخته باشند، که در واقع بسیاری از کارشناسان و تحلیل­گران این حوزه مدت­هاست به آن پرداخته و اصلاحات گوناگونی را پیشنهاد داده­اند. سخت از این جهت که امید به تغییر کمرنگ و حرف­ها رنگ تکرار گرفته است. سخت می­توان سخنی جدید گفت. بارها از کسری نقدینگی صندوق­های کشوری و لشگری و بار مالی که به دولت تحمیل می­کنند، یا کسری صندوق تأمین اجتماعی و تأمین گران آن با وام بانکی گفته­ شده است. بارها از سالمندی جمعیت، ابعاد بزرگ بحران مالی­ که پایداری و وجود صندوق­های بازنشستگی را تهدید می­کند، و در مقابل عدم اصلاح قوانین مستمری­ها و کنترل مخارج ابراز نگرانی شده است. از بی­هنری حکمرانان که از دل جمعیت جوان صندوق­های بازنشستگی پیر و بالغ بیرون کشیده­اند، و از دل قوانین سخاوتمندانه مستمری­هایی به شدت ناکافی، همه گلایه کرده­اند. بارها از مشکل اعتبار صندوق­های عمومی که به زور اجباری بودن از کارگر و کارفرما حق­بیمه می­گیرند، از نارضایتی عمومی و از ناکارآمدی خدمات گفته شده است. حتی اقتصاد سیاسی عدم اصلاح سیستم بازنشستگی، منافع گروه­های ذینفع و اسیر مسیر شدن کارشناسان و مدیران این حوزه بارها تحلیل و بررسی شده است.

اما مطلبی که در اینجا با خواننده در میان گذاشته خواهد شد متفاوت است. در این یادداشت از موضوعی گفته خواهد شد که حداقل در داخل کمتر به آن پرداخته شده است، یعنی اختیار نکول تعهدات بازنشستگی (Default Option). نکول یعنی خودداری از پرداخت وجه حواله، برات و غیره. اما اختیار به معنی داشتن یک گزینه و قدرت اجرای آن است. اختیارات بطور کل دارای ارزشی اقتصادی هستند. گاهی قیمت آن­ها مشخص است چون برای آن بازار وجود دارد مانند اختیار خرید و فروش سهام و گاهی نیز ممکن است برای آن بازار مشخصی وجود نداشته باشد اما در این صورت نیز افراد در هنگام مبادلات خود و عقد قرارداد سعی می­کنند بهترین برآوردها را بکار گیرند.

مستمری بازنشستگی نیز یک وعده آن هم از نوع دور و بلندمدت است و طبیعتاً مانند هر قول یا وعده دیگری ممکن است از طرف ارائه­دهنده برآورده نشود. به عبارت دیگر ارائه­دهندگان مستمری­های بازنشستگی همواره اختیار نکول تعهدات و خاتمه طرح­ها را دارند. اما ارزش این اختیار نکول برای همه طرح­ها یکسان نیست. قاعدتاً ارزش اختیار نکول وابسته است به نرخ اندوخته­گذاری طرح­ها، یعنی این­که طرح­ها در مقابل تعهدات خود چه مقدار اندوخته دارند. طرح­هایی که اندوخته کافی داشته باشند، ارزش اختیار نکول در آن­ها پایین است. اما از آنجایی که اغلب طرح­های بازنشستگی عمومی با کسری اندوخته­ مواجهند، اختیار نکول برای آن­ها ارزش اقتصادی واقعی و مثبتی دارد. هرچه اندوخته کمتر، ارزش اقتصادی تعهدات کمتر و ارزش اختیار نکول بیشتر خواهد بود. اندوخته طرح و ارزش اقتصادی نکول تعهدات آن چیزی است که کارگران باید مورد توجه داشته­ باشند چرا که در واقع آن­ها دستمزد امروز خود را با وعده­ مستمری بازنشستگی مبادله کرده­اند. همین موضوع باعث می­شود تا کارگران به دقّت وضعیت اندوخته طرح­ها را در نظر داشته باشند و مدیران خود را از هرچه که اندوخته طرح را به خطر بیاندازد – مثلاً سرمایه­گذاری­های جسورانه بدون توجه به ریسک – بر حذر دارند.

اما در طرح­های عمومی یک تفاوت بزرگی که وجود دارد این است که دولت به صورت ضمنی یا صریح وعده­های مستمری را تضمین کرده است. در صورتی که اندوخته طرح کافی نباشد، این دولت است که باید پرداخت مبالغ مستمری را بر عهده بگیرد. در واقع، در این طرح­ها ریسک نکول از افراد تحت پوشش بر گردن دولت افتاده و بیمه­شدگان وعده­های بازنشستگی بدون ریسک و تضمین شده­ای را دریافت کرده­اند. در این شرایط یک امکان کژمنشی (Moral Hazard) بسیار بزرگی به وجود خواهد آمد. هیچ چیز نیست که ارائه­دهندگان و حتی کارگران و بیمه­شدگان را از اقداماتی که ممکن است اندوخته طرح را به خطر بیاندازد بر حذر دارد. به عنوان مثال طرح بازنشستگی عمومی را در نظر بگیرید که اندوخته کافی برای برآوردن تعهدات خود ندارد. مدیران ارائه­دهنده طرح ممکن است در اینجا تصمیم به یک سرمایه­گذاری قمارگونه بگیرند. یک سرمایه­گذاری بسیار جسورانه با نرخ بازده بالا و البته ریسک قابل توجه. اگر بازده بالا تحقق یابد کسری اندوخته برطرف خواهد شد. اما اگر اندوخته در مواجهه با ریسک تحقق بازده­های به مراتب پایین­تر در خطر هم بیافتد، دولت پرداخت مستمری­ها را تضمین کرده است. حتی کارگرانی هم که اینجا قاعدتاً باید نگران اندوخته طرح می­بودند، به دلیل تضمین دولتی و عدم نگرانی از بابت کسری اندوخته از این سرمایه­گذاری­های جسورانه پرخطر طرفداری خواهند کرد. اگر بازده­های بالا تحقق یابد آنها ممکن است از پرداخت حق­بیمه­های آتی معاف شوند یا حداقل این که افزایش مزایا را مطالبه کنند. اگر هم ریسک بازده­های پایین تحقق یابد و اندوخته سقوط کند، باز هم دولت پرداخت مستمری­های آنان را تضمین کرده است.

نتیجه این که پوشاندن ریسک نکول تعهدات ممکن است به کژمنشی در تصمیم­گیری­های طرح­های بازنشستگی منجر شود. دیگر هیچ چیز نخواهد بود که مدیران طرح­ها و البته بیمه­شدگان را از اقدامات و تصمیماتی که اندوخته را به خطر بیاندازند بر حذر دارد. این تمام آن چیزی است که در ایران دارد اتفاق می­افتد. نظام بروکراسی طرح­های بازنشستگی که منافع خود را در وضع موجود می­بیند، حفظ وضع موجود را نیز در بالا بردن مخارج می­جوید. هزینه­های اداری که به نسبت این مخارج سنجیده می­شود، در واقع نشان می­دهد که این بدنه چقدر از حفظ وضع موجود نفع می­برد. حتی اگر نتوانند مخارج را بالا ببرند، حداقل می­توان گفت که هیچ اراده­ای برای کنترل آن ندارند و اصلاً چرا باید داشته باشند وقتی که دولت آن مخارج را تضمین کرده است. آنها با اعطای معافیت­های بیشتر و اتخاذ قوانین سخاوتمندانه­تر که به کسری بزرگتر منجر می­شود، در واقع دارند ارزش نکول خود را حداکثر می­سازند. پس از این است که چاره کار و نجات طرح­ها را در سرمایه­گذاری­های جسورانه­تر و ریسکی معرفی می­کنند. این قماری است که آنها از جیب مالیات دهندگان انجام می­دهند. اگر نتیجه مطلوب بدست نیاید این مخارج را دولت – بخوانید مالیات دهندگان – تقبل کرده­ است. بودجه دولت برای بسیاری از طرح­های بازنشستگی ورشکسته حکم یک مخزن مشترک (Common Pool) را یافته است. تا می­توانند از آن برداشت کنند، وگرنه رقیب از آن منتفع خواهد شد. و بدین گونه است که طرح­های بازنشستگی عمومی کشور از صندوق­های کشوری و لشگری گرفته تا دیگر طرح­ها از جمله فولاد و حتی صندوق تأمین اجتماعی همه به دنبال دستیابی به این خزانه هستند. هرچه که بتوانند کسری را افزایش دهند و ریسک نکول را حداکثر سازند، از این مخزن بیشتر منتفع خواهند شد.

اما راه حل چیست؟ راهکار هرچه باشد در دست دولت نیست. بیمه­شدگان طرح­ها خود باید از اندوخته طرح نگران بوده و بر آن نظارت داشته باشند. آن­ها هستند که دستمزد امروز خود را با وعده فردا مبادله کرده­اند. وظیفه نظارت بر طرح­های بازنشستگی باید به بیمه­شدگان داده شود. خواسته حفاظت از اندوخته باید در آن­ها زنده شود. اگر در یک جمله بخواهد گفته شود، راهکار این است که فضا برای "مستمری­های بازنشستگی خصوصی انفرادی" باز شود!

تهیه و تنظیم: هادی خوش رفتار مقدم